خرید بک لینک
عشق یعنی مرا جغرافیا درکار نباشدشعرهایی که از عشق می سرایمبافته ی سرانگشتان توستو مینیاتورهای زنانگی ات.اینست که هرگاه مردم شعری تازه از من خواندندترا سپاس گفتند...همه ی گل هایمثمره ی باغ های توستو هر می که بنوشم مناز عطای تاکستان توستو همه ی انگشتری هایماز معادن طلای توست...و همه ی آثار شعری‌ امامضای ترا پشت جلد دارد! ای قامتت بلندتر از قامت بادبان هاو فضای چشمانت...گسترده تر از فضای آزادی...تو زیباتری از همه ی کتاب ها که نوشته اماز همه ی کتاب ها که به نوشتن شان می اندیشم...و از اشعاری که آمده

برچسب: نویسنده: نگین توکلی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 13:27

فيل سبزفکر های بزرگی درسرم هست، ژل به ژولیدگیم می زنم.و به موهایم آرایش نظامی می دهم.سگ می شوم توی خیابانپاچه ی مانکنی را می گیرم.- فیل آدمخوار!؟نه- نهآدم فیل خوار !!-این را پلیس توی بلندگوی دستیش گفت-.کلرفیلیعنی به هندی فیل سبزی هستمکه روی کرت برنج کافر شدهخرطومم را روی شقیقه می گیرمشلیک می کنمگل وکمی خون هندی.فیلهای بزرگی که درسرم بودند رم کردند.

برچسب: نویسنده: نگین توکلی تاريخ: شنبه 31 مرداد 1405 ساعت: 13:27

صفحه بندی